صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
272
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
آمده ، كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « خداوند مردمان را آفريد ؛ و وقتى كه از آن فارغ شد ، رحم برخاست و پهلوى خداوند را گرفت . فرمود : آرام ! گفت : اين مقامى است كه از جدايى به تو پناه مىبرم . فرمود : « آيا راضى نيستى كه پيوند دهم كسى كه تو را پيوند مىدهد و قطع كنم كسى كه تو را قطع مىكند ؟ » گفت : آرى ، اى پروردگار ! فرمود : « آن براى توست . » حضرت ( ص ) فرمود : بخوانيد اگر مىخواهيد : فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ . أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ « 1 » . مسلم روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) فرمود : « رحم در عرش معلّق بود و مىگفت : هر كس مرا ارتباط دهد خداوند او را ارتباط مىدهد و هر كسى از من ببرّد ، خداوند از او مىبرّد . » ترمذى و ابو داوود از پيامبر ( ص ) نقل مىكنند ، كه فرمود : « خداوند فرمود : من خداوندم ! من رحمانم ! رحم را آفريدم و اسمم را از آن جدا كردم ؛ و هركس آن را پيوند دهد به او مىپيوندم ؛ و هر كسى آن را قطع كند ، از او جدا خواهم شد . » بخارى و ترمذى از قول پيامبر ( ص ) روايت مىكنند كه فرمود : « رحم ، شاخهاى از رحمان است . » اين احاديث محلّ تأمّل و انديشهء دقيق براى انديشمندان و عارفان گشت و به شرح معانى آن ، فراتر از معناى ظاهرى - يعنى دستگاه خاص زنان يا پيوندهاى خويشاوندى و روابط خونى - پرداخته ، دست به تأويلهايى زدهاند كه آن را از حد معقول و تأويل مقبول خارج نساخته است . در اين جا تنها به ذكر دو تن از اين عارفان ؛ يعنى محمّد على شاهآبادى و حسن بن حمزهء شيرازى ، مىپردازيم . حكيم شاهآبادى بعد از بيان معناى قريب و روشن رحم در اين احاديث مىگويد : « رحم ، چنان كه در اين حديثها آمده است ، مىتواند پهلوى خداوند ، متعلّق به عرش و شاخهاى از رحمن يا اللّه ، همان طبيعت باشد . » مراد از طبيعت در اين جا همان مادّهء نخستين و بسيط است ، عنصر منفعلى كه از جهت پايين عرش در سلسله ترتيب مخلوقات مىآيد . اين
--> ( 1 ) - محمّد ( 47 ) آيات 22 و 23 : پس [ اى منافقان ! ] آيا اميد بستيد كه چون [ از خدا ] برگشتيد [ يا سرپرست مردم شديد ] در [ روى ] زمين فساد كنيد و خويشاونديهاى خود را از هم بگسليد ؟ اينان همان كسانند كه خدا آنان را لعنت نموده و [ گوش دل ] ايشان را ناشنوا و چشمهايشان را نابينا كرده است .